X
تبلیغات
عکس وشعر عاشقانه

عکس وشعر عاشقانه

دوستان عزیز از این لحظه به بعد این وب به ادرس زیر انتقال می یابد

امیدوارم در این وب با نظرات خوب خود من را راهنمایی کنید

http://kolbeghamme.blogfa.com/

موفق پایدار باشید

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 13:55  توسط امین  | 

دوستان عزیز از این لحظه به بعد این وب به ادرس زیر انتقال می یابد

امیدوارم در این وب با نظرات خوب خود من را راهنمایی کنید

http://kolbeghamme.blogfa.com/

موفق پایدار باشید

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 13:54  توسط امین  | 

قدغن

رشته عشق من و تو کاش مثه یه بادبادک بود
اون موقع عاشقیمونم تو تموم دنیا تک بود
چی می شد که گلدونامون پر بود از گلای پونه
 به هوای چیدن اون نمی رفت کسی ز خونه
چی میشه خواب من و تو به حقیقت بشه تعبیر
چی میشه جدایی ها رو نذاریم به پای تقدیر
نکنه خدا نکرده کسی از ما بی وفا شه
بشینه دعا کنه کاش از اون یکی جدا شه
نکنه دلا و حرف هامون فاصله باشه
نکنه دلا همیشه سرد و بی حوصله باشه
رسمه که چی بنویسن واسه آخرای نامه؟
 راستی تو موافقی که من بازم بدم ادامه ؟
عزیزم یه چیز دیگه مهربونی ها چه ریزن
اونا که دوست ندارن چهقدر واست عزیزن
 خوب دیگه سپردمت من بهدست خدای گلدون
خوب مواظب خودت باش بخدا سرده زمستون
کاشکی دنیا واسه یک شب واسه یک شب مال من بود
نگاه کردنت به هر کسی به جز من قدغن بود


  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 12:49  توسط امین  | 

کاغذ دیواری عاشقانه

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 14:34  توسط امین  | 

می دونم

زندگی پر از سواله می دونم
رسیدن به تو خیاله می دونم
تو میگی یه روزی مال من میشی
اما موندت محاله می دونم
تو میگی شبا دعامون می کنی
چشمه چشات زلاله می دونم
توی آسمون سرنوشت ما
ماه کاملمهلاله می دونم
تو میگی پرنده شیم بریم هوا
غصه ما دو تا باله می دونم
چشم من پر از غم نبودنت
دل تو پر از ملاله می دونم
طاقتم دیگه داره تموم میشه
صبر تو رو به زواله می دونم
آره می ری و نمی پرسی که این
 دل عاشق در چه حاله می دونم 

گلایه

 دیگر مرا به معجزه دعوت نمی کنی
با من ز درد حادثه صحبت نمی کنی
دیریست پشت پنجره ماندم که رد شوی
اما تو مدتی ست اجابت نمی کنی
قولی که داده ای به من از یاد برده ای
گفتی ز باغ پنجره هجرت نمی کنی
بیمار عشق توست پرستوی روح من
 از این مریض خسته عیادت نمی کنی
 باشد برو ولی همه جا غرق عطر توست
گرچه تو هیچ خرج صداقت نمی کنی
یکبار از مسیر نگاهم عبور کن
آنقدر دور گشته که فرصت نمیکنی
 گل های باغ خاطره در حال مردنند
 به یاس های تشنه محبت نمی کنی
رفتی بدون آنکه خداحافظی کنی
 دیگر به قاب پنجره دقت نمی کنی
امروز سیب سرخ رفاقت دلش گرفت
این سیب را برای چه قسمت نمی کنی
یعنی من از مقابل چشم تو رفته ام
 این کلبه را دوباره مرمت نمی کنی
زیبا قرارمان همه جا هر زمان که شد
 گرچه تو هیچ وقت رعایت نمی کنی


  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 14:21  توسط امین  | 

درد و دل

سلام دوستان

با لطف و عنايت خداوند منان اين وب كه مطالب مختلفي رو در بر گرفته به صورت مجدد راه اندازي و

به روز شد .

اميد وارم با نظرهاي خوب خود اين بنده حقير را در  هرچه بهتر كردن اين وب همراهي كنيد

با اميد موفقيت و شادماني شما عزيزان

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 19:5  توسط امین  | 

اشعاري زيبا از شاعر محبوب من (مريم حيدرزاده)

واسه کسی که نمی یاد ؟

به چشمای خودت قسم
 دیگه بهت نمی رسم
وصال تو خیالیه
 وای که دلم چه حالیه
 بازیای عروسکی
 آخ که چه حیف شد کودکی
 یه کم برس باز به خودت
می خوام بیام تولدت
اونوقتا اینجوری نبود
راهت به این دوری نبود
حالا که عاشقت شدم
نیستی دیگه مال خودم
پاییز چه فصل زردیه
عاشقیم چه دردیه
گم شده باز بادبادکم
تو نمی یای به کمکم ؟
می خوام دستاتو بگیرم
 تو بمونی من بمیرم
عاشقی ام نوبتیه
 آخ که چه بد عادتیه
من نگرانم واسه تو
قبله ی دیگران نشو
اشکم به این زلالیه
دل تو از من خالیه
تو مه عشق تو گمم
هلاک یه تبسم
تو شدی مال دیگری
چه جور دلت اومد بری
قفلا که بی کلید شدن
 چشا به در سفید شدن
 چه امتحان خوبیه
 دوریت عجب غروبیه
بارون شدیده نازنین
از تو بعیده نازنین
خاطره رو جا نذاری
باز من و تنها نذاری
اونوقتا مهمونت بودم
 دنیا رو مدیونت بودم
اونقتا مجنونم بودی
 کلی پریشونم بودی
قصه حالا عوض شده
 صحبت یه تولده
قلبت رو دادی به کسی
یه کم واسم دلواپسی
 می ترسی که من بشکنم
 پشت سرت حرف بزنم
من منی که بوسیدمت
تو اون غروب که دیدمت
تو واسه من ناز می کنی
ناز می کشم باز می کنی ؟
این رسمشه نیلوفرم
من که ازت نمی گذرم
ستارمون یادت می یاد
دلواپسم خیلی زیاد
فقط تماشا می کنی
 بعد عشق و حاشا می کنی
 می گی گذشت گذشته ها
چه راحتن فرشته ها
 سر به سرم که نذاری
 بگو یه کم دوسم داری ؟
نمی مونی من می مونم
 میری یه روزی می دونم
اولا مهربونترن
 اونایی که همسفرن
 اشک منم که جاریه
نگه دار یادگاریه
می سپرمت دست خدا
یه کم دوستم داشتی بیا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 19:2  توسط امین  | 

وعده ی ما لب دریا

 

 روی عکسا گرد و خاکه
 بیشتر دلا هلاکه
قحطی گلای پونه ست
 تقدیرا دست زمونه ست
عهد و پیمونا شکسته
 رشته ی دلا گسسته
 تقویما رو ماه تیره
زندونا پر اسیره
آدما یا همه مردن
 یا که مات و دل سپردن
 عصر ما عصر فریبه
عصر اسمای غریبه
 عصر پژمردن گلدون
 چترای سیاه تو بارون
 مرگ آواز قناری
مرگ عکس یادگاری
 تا دلت بخواد شکایت
غصه ها تا بینهایت
 دلای آدما تنگه
 غصه هم گاهی قشنگه
چشما خونه ی سواله
مهربون شدن محاله
 حک شده روی هر دیواری
 که چرا دوسم نداری
 خونه هامون پر نرده
پشت هر پنجره پرده
تا دلت بخواد مسافر
تا بخوای عاشق و شاعر
شبا سرد و بی عروسک
 دلای شکسته از شک
زلفای خیبی پریشون
 خط زدن رو اسم مجنون
شهری که سرش شلوغه
وعده هاش همه دروغه
چشمای خیره به جاده
عشوه های نخریده
آسمونا پر دوده
قلب عاشقا کبوده
 گونه ی گلدونا زرده
رفته و بر نمی گرده
آدما بی سرگذشتن
 آهوا بدون دشتن
دفترا بدون امضا
ماهیان بدون دریا
تشنه ها هلک آبن
همه حرفا بی جوابن
 نصف زندگی نگاهه
بقیش همه گناهه
 خدا رو انگار گذاشتن
 رو زمن و بر نداشتن
در و دیوارا سیاهه
آدرسامون اشتباهه
شب و روزا پر عادت
 وقت که شد شاید عبادت
 خدا مال غصه هاته
وقتی غم داری خداته
روی اینه ها غباره
شیشه ی پنجره ی تاره
بغضا بی صدا و کاله
همه از فکر و خیاله
قلک خوبیا خالی
مهربونیا خیالی
قفسا پر پرنده
لبای بدون خنده
نه شنیدنی نه گوشی
نه گلی نه گلفروشی
 مرگ جشنای تولد
مرگ اون دلی که گم شد
خستگی بی اعتمادی
شک و تردید زیادی
امتحان مکرر
لونه های بی کبوتر
مشقامون بدون امضا
اسممون همیشه رسوا
نمره های عشقمون تک
بامامون بدون لک لک
همه غایب تو دفتر
 مث بالای کبوتر
 خونه ها بدون باغچه
بدون حافظ و طاقچه
نه برای عشق میلی
نه کسی به فکر لیلی
دیگه پشت در بسته
کسی بیدار ننشسته
نه کسی نه انتظاری
نه صدای بی قراری
واسه عاشقی که دیره
لااقل دلت نگیره
کاش تو قحطی شقایق
 باز بشیم سوار قایق
بشینیم بریم تو دریا
من و تو تنهای تنها
ماهیا خیلی امینن
نمی گن اگه ببینن
انقدر می ریم که ساحل
 از من و تو بشه غافل
قایق و با هم می رونیم
می ریم اونجاها می مونیم
جایی که نه آسمونش
نه صدای مردمونش
نه غمش نه جنب و جوشش
نه صدای گلفروشش
مث اینجا ‌آهنی نیست
 خوبه اما گفتنی نیست
پس ببین یادت بمونه
 کسی ام اینو ندونه
 زنده بودیم اگه فردا
 وعده ی ما لب دریا
صبح پاشو بدون ساعت
که فراموش بشه عادت
نره از یاد تو زیبا
 وعده ی ما لب دریا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 18:56  توسط امین  |